آیا تا به حال از خود پرسیده اید که چرا برخی افراد زبان ها را به راحتی یاد می گیرند؟ یا چرا زبان که در دوران طفولیت آموخته شده، هرگز فراموش نمی شود؟ امروز به این سؤالات و موارد دیگر پاسخ خواهیم داد. خواهیم دید که چگونه دانستن چندین زبان بالای عصب ما تاثیر می گذارد. آماده اید؟ بیایید شروع کنیم…
تحقیقات اخیر در روانشناسی عصبی و روانشناسی انکشافی نشان می دهد که چند زبانه بودن در حقیقت می تواند ساختار و وظیفه مغز را تغییر دهد. مطالعات روانشناسی عصبی که در 2023 به نشر رسید، نشان داد که اطفال دو زبانه در امتحانات توجه پیچیده، نسبت به همسالان تک زبانه خود نمره بالاتر می گیرند. بعلاوه، شواهدی وجود دارد که نشان می دهد توانایی صحبت کردن به زبان های متعدد در بزرگسالی و سنین پیری ممکن حتی علایم آلزایمر و زوال عقل را به تاخیر بیندازد.
پس، در چه سنی شروع به یادگیری یک زبان مفید است؟ آیا به دوران طفولیت محدود است؟ آیا هیچ معایب یا نکاتی وجود دارد که باید در نظر گرفته شود؟ امروز، این پرسش ها را با بینش های روانشناس عصبی مروه توغچه دوغرو پاسخ خواهیم داد.
چرا یادگیری چندین زبان در سنین کم آسان است؟
انعطاف پذیری مغز، یا نوروپلاستیسیته، در اوایل طفولیت به ویژه بین سنین 0 تا 6 سالگی به اوج می رسد. در نظر بگیرید که ارتباطات بین حجرات عصبی در این دوره به سرعت تشکیل و تقویت می شوند. از اینرو، مواجهه زودهنگام با زبان های مختلف، مراکز زبان اطفال را گسترش داده و به مغز آنها اجازه می دهد تا به شکل انعطاف پذیرتری فعالیت کند.
مروه توغچه دوغرو، روانشناس عصبی، این دوره بحرانی را چنین توضیح می دهد:
"زبان های یاد گرفته شده بین سنین 2 تا 11 به رشد شناختی کمک می کنند. دیده می شود که اطفالی که زبان دوم را یاد می گیرند، زبان های سوم و چهارم را خیلی سریعتر یاد می گیرند. زمانیکه ما ساختار عصب را در جریان این پروسه بررسی می کنیم، ارتباطات عصبی و انعطاف پذیری مغز با هر قطعه جدید معلومات و زبان یاد گرفته شده، انعطاف پذیری و رشد قویتری را نشان می دهد.
توصیه می کنیم که تعلیم را حداکثر تا سن 10 سالگی آغاز کنید، زیرا در سنین بالاتر ظرفیت سیناپتیک مغز و توانایی جذب معلومات تغییر می کند."
در حالیکه تحقیقات نشان می دهد که دوران طفولیت برای یادگیری زبان ایده آل است، یادگیری یک زبان جدید در نوجوانی و کلان سالی نیز یقیناً ممکن است. یگانه تفاوت این است که با کاهش انعطاف پذیری مغز، یادگیری یک لهجه محلی یا دستیابی به تسلط کامل نیاز به تلاش بیشتر دارد.
مزایای شناختی - توجه، حافظه و حل مسئله
حال به جالبترین بخش می رسیم. تسلط بر دو یا چند زبان، توانایی مغز را در تمرکز و فیلتر کردن اطلاعات غیر ضروری تقویت می کند. این امر حافظه را تغذیه کرده و تغییر سریع بین واژگان را ممکن می سازد.
یک مطالعه که در پوهنتون یورک در کانادا انجام شده، نشان داد که اطفال دو زبانه 4 تا 6 ساله در انجام وظایف پیچیده توجه از همسالان تک زبانه خود بهتر عمل می کنند. یافته های مشابه در کشورهای چند زبانه در اروپا نیز مشاهده شده است.
متخصص ما جنبه شناختی توانایی صحبت کردن به چندین زبان را به شرح زیر تشریح می کند:
"توانایی های شناختی بهبود می یابد، توجه و تمرکز افزایش پیدا می کند، انعطاف پذیری مغز توسعه یافته و توانایی های شنوایی تقویت می شوند. گپ زدن به چندین زبان می تواند انعطاف پذیری شناختی را در مغز افزایش دهد. تغییر بین زبان ها چابکی ذهنی، مهارت های حل مسئله و توانایی های تفکر خلاق را بهتر می کند. این امر به این دلیل است که ساختارهای مختلف زبان و کاربرد کلمات مسیر های شناختی مغز را متاثر می سازد."
به طور خلاصه، دانستن چندین زبان، حافظه را غنی می سازد و مهارت های حل مسئله و خلاقیت را افزایش می دهد. دو زبانه بودن وظایف اجرائیوی مغز را در جریان انتقال از یک زبان به زبان دیگر به شکل دوامدار فعال می سازد. می توانید این موضوع را منحیث یک نوع تمرین مغز در نظر بگیرید.
چالشهای بالقوه - پیچیدگی کد و سردرگمی زبان
البته، بزرگ شدن در محیط چند زبانه مزایایی دارد، اما نکاتی هم وجود دارد که باید در نظر گرفته شود. تغییر مداوم بین زبان های مختلف گاهی اوقات می تواند منجر به لغزش کد - یعنی مخلوط کردن زبان های مختلف در یک جمله - یا مشکل در یافتن کلمات شود. اگرچه این یک پروسه طبیعی است، اما می تواند در خانواده ها اضطراب ایجاد کند که آیا زبان ها با هم مخلوط می شوند یا خیر.
دوغرو، در رابطه با این موضوع، موارد ذیل را بیان می کند:
"حساس ترین نکته در اینجا این است که می تواند پروسس شناختی را آهسته سازد. بطور مثال، هنگام جابجایی بین زبان های مختلف، سردرگمی زبانی ممکن واقع گردد، به این معنی که پروسه یافتن و بیان کلمات ممکن طولانی تر باشد. استفاده از کلمات یا عبارات در زبان اشتباه ممکن صورت بگیرد. یک کاهش در تولید زبان و سرعت پروسس کردن در این سطوح مشاهده شده می تواند. دلیل این امر این است که مغز ممکن است در تشخیص اینکه کدام معلومات متعلق به کدام زبان است و در مدیریت پروسه های بازیابی در صورت نیاز، مشکل داشته باشد."
پس در این وضعیت چه باید کرد؟ خانواده هایی که از استراتیژی های ثابت در خانه استفاده می کنند، مانند "یک پدر و مادر-یک زبان"، یا تمرین هر زبان در فواصل منظم، به کاهش این سردرگمیها کمک می کنند.
مزایا در بزرگسالی و پیری
بالاخره، شاید به امیدوار کننده ترین بخش می رسیم. چند زبانه بودن حتی با افزایش سن نیز مزایای قابل توجهی دارد. استفاده فعال از زبان مغز را تشویق می کند تا به شکل دوامدار ارتباطات جدید تشکیل دهد که می تواند در به تاخیر انداختن علایم آلزایمر و زوال عقل کمک کند.
دوغرو در مورد ادامه انعطاف پذیری مغز در سنین پیری، آن را به شرح زیر توضیح می دهد:
"مغز از بدو تولد به شکل دوامدار تغییر و انکشاف می کند. طفولیت و نوجوانی دوره هایی هستند که مغز در یادگیری معلومات جدید و تشکیل ارتباطات سیناپتیک بیشترین آمادگی را دارد. اما، این توانایی که به عنوان نوروپلاستیسیته یا همان انعطافپذیری مغز شناخته می شود، تا بزرگسالی و پیری ادامه می یابد.
در بزرگسالان، ارتباطات بین حجرات مغز به شكل دوامدار در حال بازسازی است و یادگیری معلومات جدید را ممکن می سازد. حتی در سنین پیری، مغز می تواند ارتباطات جدید را تشکیل دهد و ارتباطات موجود را تقویت بخشد. در اینجا، یادگیری و حفظ زبان با توجه به عوامل فردی، بسته به انگیزه و عملکرد، متفاوت است. توسعه زبان و چند زبانه بودن برای روابط اجتماعی-فرهنگی، اکتشافات جدید و تجارب متنوع در سنین پیری بسیار مهم است."
امروز در مورد تاثیرات چند زبانه بودن روی مغز بحث کردیم. دیدیم که یادگیری یک زبان جدید، چه در طفولیت و چه در بزرگسالی، یک ورزش عالی برای مغز ما است. بلی، ممکن بعضی از چالش ها وجود داشته باشد، اما مزایای آن خیلی بیشتر از آنها است.
به یاد داشته باشید، هیچگاه دیر نیست؛ مغز در هر سنی برای یادگیری باز است. شاید امروز یک روز مناسب برای شروع یادگیری یک زبان جدید باشد!
















